گزارش پیمایش مسیر الموت به دره سه هزار

۷ خرداد ماه ۹۴
آغاز حرکت از جهرم به سمت قزوین با حضور ۹ نفر از همنوردانم در گروه کوهنوردی سپیدار جهرم صورت گرفت ، یک شب مانی زیبا در دلیجان و ملحق شدن اعضاهایم در کنار یکدیگر ، صرف شام و گفتگوی دوستانه
۸ خرداد ماه روز دوم
از دلیجان به سمت قزوین حرکت کردیم :
از قبل طی هماهنگی صورت گرفته با یکی از اهالی منطقه که راهنمایی گروه را به عهده گرفته بود در قزوین به ما پیوست و حرکت در یک مسیر کوهستانی بسیار زیبا به سمت دریاچه وان ادامه دادیم نهار را در کنار یکی از دریاچه های منحصر به فرد ایران در یک هوای نیمه IMG_0159ابری و دلچسب در کنار دوستان و همنوردان سپیدار صرف گردید .
پس از استراحت کوتاهی حرکت به طرف قلعه تاریخی الموت انجام شد . بازدید از قلعه در یک هوای ابری و بارانی صورت گرفت نکته قابل توجه توضیحات جامع راهنمایی محلی حاضر در قلعه دقت دوستانم را پیرامون فعالیت های حسن صباح و نوع سازه قلعه ما را به یاد همچنین قلعه ای به نام قلعه تبر در شهر خودمان جهرم که شباهت بسیار زیادی با قلعه الموت داشت انداخت مخازن آب ، انبار آذوقه ـ موقعیت دیدبانها و نگهبان های قلعه ـ فاضلاب و عدم دسترسی به مهاجمین به قلعه و از همه مهمتر موقعیت استراتژی قلعه بسیار شبیه قلعه زیبای تبر جهرم داشت .
عصر روز دوم حرکت به سمت معلم کلایه بود در آنجا ماشین های سواری را پارک کردیم و مسیر جاده کوهستانی به سمت روستای وناش بالا با ماشین نیسان صورت گرفت .
روستای وناش یکی از مناطق محروم با مناظر بسیار زیبا با مردان و زنان سخت کوش و ، ساده و مهربان به عنوان یک روستای قدیمی در میان رشته کوه های بلند و سر به فلک کشیده البرز قرار دارد و جزء بخش رودبار الموت استان قزوین می باشد و فاصله آن نسبت به مرکز الموت معلم کلایه ۲۵ کیلومتر و فاصله آن تا مرکز استان قزوین ۱۱۰ کیلومتر می باشد . این روستای قدیمی ۱۰۰۰ سال قدمت دارد طبق برنامه غروب روز دوم به روستای زیبای وناش رسیدیم در منزل پدری راهمنای گروه استراحت کردیم و با مهمان نوازی پدر و مادر راهنمای گروه آقای غلامی و صرف چای آماده شده بر روی آتش مورد استقبال قرار گرفتیم .
جلسه توجیهی صعود بعد از صرف شام صورت گرفت و مسئول فنی برنامه ای محمود زاده و غلامی راهنمای کرده نکات ضروری و تذکرات لازم را ارائه دادند .
روز سوم روز صعود
صرف یک صبحانه کامل با نان محلی ، تخم مرغ و عسل و چای نوید یک روز بسیار خوب و موفق را می داد .
ساعت ۸:۱۰ حرکت از روستای وناش از طریق دره ی زیبای «خونه کاه» در یک هوای آفتابی و پیمایش یک مسیر ۵/۴ ساعته تا گردنه «سلتی سرا» یکی از به یاد ماندنی ترین صعودها در قالب ذهنم نقش بست .
عبور از رودخانه های فصلی به دلیل ذوب شدن برف ها ، نوشیدن آب از سرچشمه ، هوای بسیار خوب و عالی و عبور از میان علف زارهایی که گاهی ارتفاع آن به یک متر هم می رسید و کوههایی که که قبای سبز به تن کرده و کلاه سفید پوشیده از برف به سر نهاده آغوش باز کرده بود و وجودمان را با گرمای محبت خویش با مهربانی نوازش می کرد ، همگی تجلی مهربانی خدا بود که ما را مهمان خان کرم خویش
می ساخت .
پس از عبور از گردنه برف چال های بزرگی که در حال ذوب شدن بود را به یاد مهربانی شمعی می انداخت که خود ذوب می شد تا زینت بخ شمحفل شبانه ای باشد . دقایقی کوتاه در آن محل به عکاسی پرداختیم.
ادامه مسیر با گذشت زمان ۸ دقیقه به دشت زیبایی که مملو از آلاله های زرد در دامان سرسبز کوهستان یکی از زیباترین تابلوهای خلقت در مقابل چشمان من و همه همنوردانم به نمایش درآمد همگی مبهوت زیبایی منطقه شده بودیم نسیمی در حال وزیدن بود گویا بزم استقبال از سپیدار با رقص آلاله های وحشی عجین شده بود من بوسه های مهربانی خود را با وزش نسیم بر گونه هایم احساس کردم و ناخودآگاه خود را در آغوش آلاله ها دیدم . آواز دلنشین محمود خواجه زاده عبور رودخانه و زمزمه آب دشت زیبا و گل های سفیدی که کمی دورتر همچون عروس سفیدپوشی ناز و عشوه می فروخت زیبایی مسیر را غیرقابل وصف می نمود .
پس از استراحت نیم ساعته و نوشیدن آب و عکاسی مسیر رویایی دشت را ادامه دادیم چیدن گیاهان دارویی و سبزی های معطر خوشمزه همچون سیرموک ، پونه و تره کوهی و همچنین قارچ هایی که از طرف راهمایی گروه تأیید شده بود برایمان جالب بود .
۹۰ دقیقه دیگر ادامه دادیم از دور کومه های عشایری توجه همان را به خود جلب کرد و راهنما ما را به سمت آنها هدایت کرد .
با راهنما و محمود از گروه جدا شدیم تا موقعیت کومه ها را برای شب مورد ارزیابی قرار دهم از دشت
آلاله های کمی ارتفاع گرفتیم موقعیت کومه های فوق العاده استثنایی بود ساعت نزدیک ۴ عصر بود پس از بررسی منطقه از نظر آب و هیزم و احتمال بارندگی قرار شد شب را در آن بگذارنیم . در یک هوای ابری قرارگرفتن کومه در کنار دره ای بزرگ زمزمه آب که در مسیر دره سر به سنگ می زد لشکر گلها
و سبزه های که اطرافمان را احاطه کرده و ما را در حلقه گیسوی خویش کشانده زیبایی منطقه را برای شگفت انگیز کرده بود .
گروه در محل شب مانی قرار گرفت داخل کومه توسط همه بچه های گروه آب و جارو شد و وسایل بچه ها را آنجا قرار گرفت سفر نهار و عصرانه در بیرون کومه پهن شد و بارش نم نمک بارون و صعود مه از دره به سمت ما شادی وصف ناشدنی در بین بچه ها ایجاد کرد آتش دان داخل کومه روشن شد قوری ها در کنار اجاق قرار گرفت و شام را با قارچ ها و سبزی های معطر که چیده بودیم با تخم مرغ صرف شد . شب را با آرامش در کنار یکدیگر در کومه عشایری سپری کردیم .
روز چهارم صرف صبحانه و آغاز یک روز به یاد ماندنی در خاطره ها ۷:۳۰ صبح حرکت از دره از مسیر «گرم دره» حرکت به یک شیب نسبتاً زیاد آغاز شد عبور از «گردنه خرکلان» و پشت سر گذاشتن ییلاقهای «یاشت» و «پیریشت» که پوشیده شده بود از گلهای سنبل و زنبق چشم هر بیننده را به خود جذب می کرد IMG_0589دره ها و چشمه های بسیار زیبا «عوار» پوشیده از سبزه زارها ، گلها و فراز و فرودهایی که گویی بهشت را به رخ می کشید را پشت سر گذاشتیم پس از ۵ ساعت پیاده روی پوشش درختان جنگلی کم کم زیاد شد و جنگل های شمال نمایان شد IMG_0593. استراحت برای صرف نهار در ییلاق «کله ناو» در کنار چشمه زیبا صورت گرفت پس از صرف نهار و استراحت کوتاه پیمایش مسیر جنگلی با شیب تند آغاز شد جنگل که تشنگی و بی آبی در چهره درختانش موج می زد .
کم کم خستگی راه در چهره بچه های گروه نمایان می شد اجباراً به دلیل خستگی زانو بچه ها
استراحت های کوتاه بیشتر می شد چرا که خستگی احتمال آسیب پذیری را بیشتر می کند پس از ۵ ساعت حرکت در شیب نسبتاً شدید متأسفانه صدای تخریب جنگل و کوه برای بازکردن مسیر جاده شنیده می شد مسیر را ادامه دادیم و در نهایت با خستگی زیاد به انتهای مسیر که رودخانه خروشان به دلیل بارندگی چند روز گذشته ایجاد شده بود رسیدیم شدت جریان آب به حدی بود که اجازه رد شدن از رودخانه را نمی داد تصمیم گرفته شد یکی از اعضاء گروه با طناب انفرادی از رودخانه رد شود و سایر بچه ها با استفاده از طناب از آن عبور کنند در اوج ناامیدی با مخالفت مسئول فنی گروه این طرح اجرا می شد چند ده متر آن طرف تر یک دستگاه بیل میکانیکی در حال کار بود به اتفاق همنوردان به طرف او حرکت کردیم ا برای عبونر از رودخانه از او کمک بگیریم به محض دیدن ما خوشحال شد و با اشاره دست ما را به سمت خود فرا خواند و بچه ها دو تا دو تا در بیل نشستند و ما را به آن طرف رودخانه انتقال داد از او تشکر کردیم و مسیر را ادامه دادیم تا به میعادگاه دیرین کوهنوردان «قهوه خانه رسولی» رسیدیم قهوه خانه ای که بر در و دیوار چوبی آن با لوح هایی با موضوع سپاس آذین گشته بود و دست نوشته هایی بر روی ستون چوبی قهوه خانه خودنمایی می کرد IMG_0598. باران آرام آرام باریدن گرفت تا خستگی راه را از تن من و همنوردانم بزداید پس از صرف شام با آقای رسولی مردی با قد نسبتاً بلند موهای سفید چهارشانه به گفتگو نشستیم و از خاطرات گذشته برایمان سخن گفت او از ناراحتی خود که با کشیدن جاده منطقه را از بکربودن خارج شده بود گفت بغضی سنگینی در صدایش نمایان بود ما هم با او احساس همدردی کردیم .
روز پنجم حرکت به سمت گردنه زیبا و بی نظیر «پیچه بن» بازدید از کاروان سرای قدیمی که هنوز قسمتی از آن در زیر برف مدفون شده بود و شب مانی در طبیعت زیبا ـ بکر و آرام منطقه چادرها برافراشته شد آتش زیبایی برپا شد و آخرین شب برنامه را در کنار یکدیگر جشن گرفتیم و خاطرات سفر مرور کردیم .
روز ششم بازگشت به سمت قزوین ـ اصفهان ـ شیراز و جهرم ، شهر نخلهای سر به آستان آسمان سائید .
شهر بهار نارنج و ترنج
شهر خرما و لیمو و پرتقال
شهر انسانهایی سخت کوش جهرم وطنم رسیدیم .
پاینده باد ایران و پایدار باد سپیدار

اعضای شرکت کننده در برنامه آقایان :
۱ـ محمود خواج زاده «مدیریت گروه»
۲ـ محمود ناظری
۳ـ ناصر جلیلی «مسئول فنی»
۴ـ سعید نورزاد
۵ـ کاظم امیری
۶ـ مهرداد آگاهی
۸ـ کاظم ناظری
۹ـ محمد نیکنام
۱۰ـ محمد رازقی نژاد
۱۱عنایت توسلی

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جهرم
(°C)-١٨
وزش باد آرام
فشار (in)
محدوده دید (mi)
اشعه فرابنفش -
رطوبت (in)