گزارش سفر به نپال اردیبهشت ۹۴

09

سفر به نپال اردیبهشت ۹۴

سالها بود در انتظار چنین لحظه ایی بودیم پرواز به سویی کاتماندو میعادگاه عاشقان کوه ساعت ۲ شب مورخه ۱/۲۹۴ بعد از بستن کوله بارها و تنظیم کلیه وسایل لازم به سمت فرودگاه امام حرکت کردیم با شوقی وصف ناپذیر منتظر لحظه پرواز ساعت ۶ صبح پرواز ما به سوی عمان ، و از آنجا به شهر زیبای کاتماندو.بعداز حدود ۶ ساعت پرواز بالاخره در فرودگاه کاتماندو به زمین نشستیم و بعد از تحویل گرفتن بارهایمان به سمت هتل حرکت کردیم استقبال ما به حلقه ای از گل طبیعی میخک انجام شد روز دوم مورخه ۲/۲/۹۴ روز تکمیل نواقص لوازم مربوط به صعود بود که با کمک راهنمای گروه انجام گردید .

روز سوم مورخه ۳/۲۹۴ صبح ساعت ۶ از هتل خارج شدیم و از فرودگاه کاتماندو پرواز با هواپیمایی ملخی به سمت فرودگاه لوکلا از فراز هیمالیا و دیدن کل رشته کوه هیمالیا هیجان خاصی داشت و شوق ما را چند برابر کرد بالاخره بعد از ۴۵ دقیقه پرواز که با خظر و هیجان همراه بود در فرودگاه لوکلا که به قولی یکی از خطرناکترین فرودگاههای دنیاست

10

به زمین نشستیم بعد از خوردن نهار و کمی استراحت بعد از تحویل کیسه بارها به باربرها و حرکت، یاکهایی که بار ما را حمل می کردند بالاخره با شوقی مثال زدنی عاشق به معشوق رسید و پای در دامن طبیعت زیبا می گذاشتیم که هر لحظه آن خاطره ای ماندگار در ذهن باقی می گذاشت کانچا و نیگما دو شرپای  که در این راه ما را همراهی می کردند همراه با غروب به اولین لژ  کوهستان به نام فاکدینگ رسیدیم هوای خوب صدای آب و نور ماه نسبی بسیار زیبا را آفریده بود که تمام خستگی مسیر را از تن بیرون می کرد روز چهارم مورخه ۴/۲/۹۴ صبح بعد از صرف صبحانه حرکت ما آغاز گردید همراه شدیم با رودخانه ای خروشان که از یخچالهای  هیمالیا سرچشمه می گرفت گذشتن از پلهای متحرک و به آرامی ارتفاع گرفتن هیجان مسیر را دو چندان می کرد بعد از حدود ۴ ساعت کوهپیمایی به محلی بسیار زیبا رسیدیم بعد از صرف نهار و کمی استراحت ادامه مسیر را به سمت نامچه بازار شروع کردیم گذشتن از پل
معروف هیلاری که طولانی ترین و زیباترین پل در طول مسیر هیجان خاص خودش را داشت

11

با دیدن قره قاول هایی زیبا در جنگل حس خوبی به انسان دست می داد و بالاخره بعد از ۵/۸ ساعت کوهپیمایی به روستای زیبای نامچه بازار رسیدیم

12

کیسه بارها را تحویل گرفتیم و جهت استراحت داخل لژ کوهستان شدیم

روز پنجم مورخه ۵/۲/۹۴ امروز روز هم هوائی

بعد از صرف صبحانه و کمی گشت داخل لژ رفتیم همه چیز به خوبی پیش می رفت . از لحظه لحظه های سفر لذت می بردیم هوای بارانی جنگل زیبا کوههای پرآب دوستان یکدل و یکرنگ و مصمم برای فتح قله هدف مشخص قله ایلندپیک بود ولی ناگهان همه برنامه ریزی ها به هم ریخت ساعت ۵/۱۱ قبل از ظهر بود که ناگهان زمین لرزه ای به قدرت ۹/۷ ریشتر اتفاق افتاد همه ما وحشت زده از داخل لژ بیرون آمدیم تعدادی از خانه ها خراب شد و  از حالت عادی خارج شد پس لرزه ها تا شب ادامه داشت مرکز زلزله شهر کاتماندو گزارش شد با خرابی زیاد و کشته های فراوان . بهمن بیس کمپ   اورست را از بین بوده بود استرحتگاه های بعدی ماتینگ بوچه  و چوکونگ آسیب زیادی دیده بود یاک ها که بارهای ما را حمل می کردند در اولین زمین لرزه از بین رفت روز ششم مورخه ۶/۲/۹۴ تصمیم گرفتیم یک روز دیگر در نامچه بازار بمانیم و خبرهایی که از کمپ هایی بالاتر می رسید را بررسی کنیم و بعد تصمیم بگیریم به همین خاطر به سمت هتل اورست که در  ۴۰۰۰ بود رفتیم

13

و در برگشت داخل کوچه های نامچه رسیده بودیم که دوباره زمین لرزه ایی به قدرت ۵/۶ ریشتر اتفاق افتاد دوباره باران سنگ  و فرار از کوه وبهمن عظیمی به حرکت درآمد و غرش وحشتناک در پی این حادثه بود که اعلام کردند که باید تمام لژها را تخلیه و به داخل چادر برویم عصر همه وسایل را جمع آوری   و بر روی تپه ای که مشرف به نامچه بازار بود رفتیم هوا سرد و بارانی بود چادرها محدود بود و مجبور شدیم در یک چادر ۴ نفره ۸ نفر جا بگیریم تعداد کشته های کمپ های بالاتر ۷۰ نفر رسیده بود و داخل شهر به حدود ۶۰۰۰ نفر روز هفتم ۷/۲/۹۴   کلیه صعودها را لغو کرد همه کوهنوردان اقدام به برگشت کردند روز هشتم مورخه ۸/۲۹۴ از طریق کنسول به ما اعلام شد که باید  برگردید ولی چون نزدیک ظهر بود و مسیر بسیار طولانی بود ما آن روز را در نامچه بازار ماندیم و شرپای  ما برای پیداکردن باربر و حمل بار ما به لوکلا اقدام کرد روز نهم مورخه ۹/۲/۹۴ صبح امروز بعد از چند روز بارندگی بالاخره هوا آفتابی شد و قله هایی اورست و لوتسه و  چهره خود را نشان داد و ما بعد از گرفتن چند عکس خاطره انگیز با نامچه بازار خداحافظی کردیم و به سمت لوکلا حرکت کردیم و بعد از حدود ۱۲ ساعت کوهپیمایی خود را به لوکلا رساندیم شب را در لوکلا ماندیم روز دهم مورخه ۱۰/۲/۹۴ از طریق کنسول بلیطهای ما تعویض شد و عصر این روز از لوکلا به کاتماندو پرواز کردیم روز یازدهم و دوازدهم در کاتماندو ماندیم روز دوازدهم کنسول ایران در نپال به هتل ما مراجعه کرد و بعد از یکسری صحبتها و توصیه ها اعلام کرد که فردا به ایران خواهید رفت و بلیطهای ما را تعویض شده  روز سیزدهم ۱۳/۲/۹۴ ساعت ۹ صبح کاتماندو را با یک دنیا خاطره شیرین و تلخ به قصد تهران ترک کردیم روز چهاردهم ۱۴/۲/۹۴ ساعت ۵ عصر از تهران به شیراز پرواز داشتیم که با حدود ۲ ساعت تأخیر پرواز انجام شد ساعت ۱۰ شب به شهر عزیزمان جهرم همیشه سبز رسیدیم و با استقبال گرم همشهریان عزیزمان مواجه شدیم دلگرمی تازه یافتیم و خستگی طول سفر از تنمان خارج شد با تشکر از همه همشهریان عزیزمان امید که بتوانیم با سعی و تلاش بی وقفه ورزش کوهنوردی را در شهر عزیزمان به جایگاه اصلی خودش برسانیم و قطره ایی از دریای محبت همشهریان عزیزمان را جبران کنیم .

از زمزمه عشق خبر کس ندهد             آن لحظه خبر شویی که ویران شده ایی

گروه کوهنوردی سپیدار جهرم

اعضاء شرکت کننده در برنامه :

آقایان

محمود خواج زاده (سرپرست گروه)

محمود ناظری (تدارکات)

محمد صحرائیان (امور فنی)

فرهاد ناظری (امور فنی)

محمد نیکنام

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جهرم
(°C)٢٢
وزش باد آرام
فشار (in)٢٧.٠۵
محدوده دید (mi)۶.٠
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت (in)٢٧.٠۵